۰۵ مهر، ۱۳۸۸

سرماخوردگی


باز بوی مهر ، بازسرما و هوای گرگ و میش و بازهم سرماخوردگی گریبان پانیذ عزیزمو گرفت. دیشب بردمش دکتر و گفت که گلوش ملتهبه و براش آنتی بیوتیک و داروهای دیگر نوشت و گفت فردا استراحت کنه و مهد نره. الان هم که دارم می نویسم پانیذ خونست و مهد نرفته .


نمیدونم چکار کنم که انقدر سرما نخوره بعد ازاینکه حالش بهتر شد میبرم و واکسن آنفلوآنزا میزنم شاید فرقی بکنه وکمتر سرما بخوره.


دیشب کمی تب داشت و هر نیم ساعت منو صدا میکرد و میگفت آب بده . دلم خیلی براش سوخت و امروز اصلا" حال و حوصله ندارم . خدا نکنه بچه ها مریض بشن چون خیلی سخته. بخصوص اینکه محیط کارمنهم عوض شده و توی این گیرو دار این ناراحتی هم هست.


دلم میخواد زودتر دخمرم خوب بشه و مریضی نکشه

۳۱ شهریور، ۱۳۸۸

عکسهای خوشگل خانوم







سلام
ماهم فعلا" به جمع دوستان blogspot ملحق شدیم. بخاطر اینکه اینروزها وضع اینترنت و ایمیل و ... به قدری خرابه که نمیشه عکسهای دختر قشنگمو نشون بدم. به همین دلیل فعلا" اومدیم مهمونی و اینجا مطلب مینویسیم . اگه بلاگفا مشکلاتش حل شد برمی گردیم وگرنه اینجا اگه بهمون خوش بگذره . میمونیم.

فعلا" چون خیلی وقته عکس نگذاشتم . عکسهای پانیذ قشنگمو میگذارم تا بعد سرفرصت به نوشتن و درست کردن قالب وبلاگم برسم به همین خاطر این شکل وبلاگ موقتی است.